السيد الخميني
44
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
ماست و رسيدن ما به سعادت و رحمت . پس مزد رسالت عايد خود ما شد و ما از آن بهرهمند گرديديم ، ما بيچارهها چه منتى بر آنها داريم ، اخلاص و ارادت ما براى آنها چه نفعى دارد ، شما و ما بر علماء امت چه منتى داريم ؟ از آن شخص مسئله گو گرفته تا آن نبى مكرّم ، تا ذات مقدّس حقّ ، جلّ جلاله ، هر كس به مرتبه و مقام خود كه راه هدايت را به ما نشان مىدهند ، بر ما منّتها دارند كه جزاى آنها را در اين عالم نمىتوانيم بدهيم ، اين عالم لايق جزاى آنها نيست : فللّه و لرسوله و لأوليائه المنّة . چنانچه خداى تعالى مىفرمايد : قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إسْلامَكُمْ بَلِ اللَّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَديكُمْ لِلإيمانِ إنْ كُنْتُمْ صادِقينَ إنَّ اللَّه يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمواتِ وَ الأرْضِ وَ اللَّه بَصيرٌ بِما تَعْمَلونَ . « 1 » يعنى « بگو به آنها كه به تو منت گذاشتند به اسلام خود ، و گفتند ما اسلام آورديم بىجنگ : « منت نگذاريد بر من به اسلام خود ، بلكه خدا منّت مىگذارد بر شما به هدايت كردن شما را به ايمان كه مدعى آن هستيد ، اگر شما راستگو هستيد در اين ادعا ، همانا خدا مىداند پنهانيهاى آسمانها و زمين را ، و خدا بيناست به آنچه مىكنيد . » پس ، اگر ما صادق باشيم در دعوى ايمان ، خداوند در همين ايمان هم بر ما منت دارد . خداوند بصير به عالم غيب است و مىداند صور اعمال ما و صورت ايمان و اسلام ما در عالم غيب چيست . ما بيچارهها چون اطلاع از حقيقت نداريم ، از مسئله گو كسب علم مىكنيم و به او منت مىگذاريم ، تقليد عالم مىكنيم ، منت مىگذاريم ، نماز جماعت به عالم مىخوانيم ، به او منت مىگذاريم ، با اينكه آنها بر ما منت دارند و خود ما خبر نداريم . بلكه اين منّتها اعمال ما را واژگون مىنمايد و در سجين كشيده آنها را به باد فنا مىدهد . مقام دوم و در آن دو فصل است فصل اوّل بدان كه ريا در اين مقام گرچه به شدت مقام اوّل نيست ، ولى بعد از تنبّه به يك
--> ( 1 ) ( حجرات 17 تا 18 ) .